قهرمان ميرزا عين السلطنه

3306

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

فسنجان خورديم و كدو فسنجان ستوه آمديم . يك دانه تخم‌مرغ هم به واسطهء آن برف و سرما كه لذيذترين غذاهاى ما بود در تمام الموت پيدا نمىشود . ناصر الدين شاه نگذاشت فرنگ بروم ترجمهء ناقصى از يك « اينى » مهمانخانهء كوچك از كتاب « دون كيشت » شده لازم است اينجا بنويسم . ما مدرسه نداشتيم ، معلم نداشتيم . علومات ما ناقص است و علم ناقص هم ثمر ندارد . وقتى هم كه شاهزاده خواست مرا انگليس روانه كند ناصر الدين شاه جدا مانع شد ، حتى در آخرين دستخط خود به حضرت و الا نوشته اين پولى را كه مىخواهيد خرج فرنگ كنيد بدهيد يك معلم بياوريد شاهزاده را تربيت كند . ترجمهءبندى از دن كيشوت « مهمان‌خانه قرب بارسلون يا مطبخ الموت ما و اسمعيل آشپز . سانكو از صاحب مهمانخانه سؤال مىكند چه‌چيز مىتوانيد براى شام ما حاضر نمائيد . مهمانخانه‌چى با نهايت تكبر مىگويد اول دهان خود را امتحان نموده كه چه‌چيز ميل داريد تا حاضر كنم . در اين مهمانخانهء كوچك همه‌چيز از مرغ صحرائى و پرندگان هوائى و ماهيهاى دريائى موجود است . سانكو جواب مىدهد ما همه‌چيز لازم نداريم فقط كباب گوشت و جوجهء پخته براى آقاى من كه اشتهاى خوبى ندارد و من كه پراكول نيستم كافى است . مهمانخانه‌چى جواب مىدهد جوجه نداريم براى آن‌كه جوجه‌ها را قوش شكار كرده . مرغ التفات كنيد آقاى ميزبان . مريم عذرا ! راستى راستى پنجاه قطعه داشتم و به شهر براى فروش فرستادم ، بجز مرغ و جوجه هرچه ميل داريد بفرمائيد . حالا كه اين‌طور است قدرى گوشت گوساله يا بزغاله بياوريد - ميزبان . فعلا حاضر ندارم در خانه و همه تمام شده ليكن براى هفتهء آتيه به‌قدر كفايت موجود مىشود ! - سانكو جواب داد خيلى نزديك به آن هستيم . من همه‌چيز را به يك نيمروى تخم‌مرغ مصالحه مىكنم . مهمان عزيز من خيال غريبى مىكند ، من به شما گفتم نه مرغ دارم نه جوجه و شما از من تخم‌مرغ مىخواهيد ! از چيزهاى ديگر صحبت بفرمائيد اما از تخم‌مرغ سؤال نكنيد . سانكو به صداى بلند گفت خداى من ! يك چيزى بده كه سد رمق كند هرچه باشد . مختصرا به من بگوئيد چه داريد و تعارفات را كنار بگذاريد آقاى ميزبان من . حضرت مهمان آنچه حقيقة و صدقا دارم پاى گاو است كه مثل ران گوساله مىماند ، ياران گوساله كه مثل پاى گاو مىماند يا لوبيا و سوس و گوشت مرغابى و چيزهاى ديگر كه همين دقيقه يا يك ساعت ديگر شايد وارد نمايند . بيا مرا بخور ! خيلى خوب . آنها را از حالا براى من